کامران نرجه
بازارهای سرمایهگذاری انواع مختلفی دارند که ریسک حضور در آنها به نوع کارکردشان در اقتصاد داخلی و بینالمللی وابسته است.
بازارهایی که تعداد شاخصهای تأثیرگذار در آنها بیشتر و حوزه عملیاتی آنها محدودتر است، به همان اندازه از ریسک بیشتری برخوردارند و به هرتغییری در هر یک از مؤلفههای پیرامونی واکنش نشان میدهند. چنین بازارهایی از ثبات کمتری برخوردارند و سرمایهگذاران خود را به رفت و آمدهای سریع و تصمیمات هیجانی عادت میدهند. درست همانند بازار «طلا» که جزو پُرریسکترین حوزههای سرمایهگذاری در دنیاست و دائماً به مؤلفههای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در اطراف خود واکنش نشان میدهد.
حساسیت این فلز گرانبها به محیط پیرامون بقدری بالاست که حتی به زمان یا نحوه برگزاری یک جشن ملی در کشوری فاقد معادن طلا یا میزان مصرف این فلز در تولید ریزپردازندههای مخابراتی واکنش نشان میدهد.
اتفاقاً همین حساسیت بالا باعث افزایش دامنه نوسان قیمت طلا در جهان می شود. یعنی به همان اندازه که احتمال تأثیرپذیری فوری و جهش صعودی قیمت طلا در بازارهای بین المللی وجود دارد، سقوط ناگهانی و افت شدید این فلز در بازارها هم امکان پذیر است و شاید همین فراز و فرودهای لحظه ای و هیجانی زمینه علاقمندی برخی افراد به حضور در این بازار را فراهم میکند.
بنابراین قابل انکار نیست که حساسیت فوری و ریسک بالا جزو ذات سرمایه گذاری در بازار انواع فلزات گرانبهاست. کسانی که سرمایه خود را در این بازار بکار می گیرند، باید چنین ریسک بالایی را بپذیرند که هر لحظه امکان صعود رویایی یا سقوط تاریخی قیمت ها وجود دارد.
بهای جهانی طلا ظرف ۳ سال اخیر و در واکنش به عوامل مختلف سیاسی و اقتصادی بیش از ۱۴۶.۷ درصد (معادل ۲۸۰۵ دلار) افزایش یافته و در ۳ روز گذشته ناشی از همان ریسک ذاتی، صرفاً به دلیل انتصاب رئیس جدید بانک مرکزی آمریکا حدود ۲۱.۵ درصد (معادل ۱۲۰۰ دلار) از ارزش خود را از دست داده است.
اغلب کارشناسانی که هفته قبل پیشبینی میکردند نرخ جهانی طلا تا ۳ ماه آینده به ۶۵۰۰ دلار در هر اونس خواهد رسید، اکنون ایده قبلی خود را اصلاح کرده و و ادامه سقوط این فلز تا ۳۵۰۰ دلار در هر اونس را محتمل میدانند. چنین نوسانی فقط مختص بازار هیجانی طلاست، ولی در این اوج و حضیض قیمتها افرادی آسیب میبینند که هنوز به ذات پُرریسک این بازار باور ندارند. آنها که هر لحظه از رشد ارزش دارایی خود شادمان بودند، حالا نابودی تمام سرمایه خود را به نظاره نشستهاند تا دوباره یکعامل هیجانی دیگر قیمتها را تحریک و سرمایهگذاران جدیدی را به حضور در این بازار ترغیب کند.
در چنین وضعیتی باید به توصیه شیخ شیراز، سعدی علیهالرحمه بیشتر عمل کرد که میفرماید: «هرچه نپاید، دلبستگی را نشاید»
هر آنچه ماندنی نیست و ریسک تغییر ناگهانی آن بالاست، ارزش توجه و دل بستن ندارد. طلا هم هرگز حوزه قابل اتکایی برای یک سرمایهگذاری امن (بخصوص برای افراد ضعیف) نبوده و نخواهد بود. همانگونه که یکشبه دارایی افراد را به اوج میبرد، ناگهان کل هست و نیست او را نیز نابود میکند.
بخصوص در شرایطی فعلی که احتمال موفقیت فرآیندهای دیپلماتیک برای پایان دادن به مناقشه ایران و آمریکا بالاست، سقوط ناگهانی قیمت طلا، سکه و ارز در بازار داخلی میتواند موجب ویرانی آرزوهای دارندگان چنین سرمایههایی شود و حتی آمار سکته قلبی در میان آنها را بالا ببرد. بههمین دلیل تا دیر نشده است این افراد باید سرمایه خود را به حوزههای مطمئنتری انتقال دهند.
شما چه نظری دارید؟